ايرانيان و آغاز زمينه سازى براى ظهور حضرت
مهدى (ع) (بخش پاياني)
بلاها از اهل قم دور شده ...
شيخ علي كوراني
در روايت آمده است كه درهاى بهشت به تناسب اعمال مردم بين آنان تقسيم بندى شده است،
از اين رو بعيد نيست كه معنى اين جمله كه (يك در، ويژه اهل قم است) اين باشد كه
آنان از در مبارزين و مجاهدين همراه امامان (ع) و يا از در مخصوص شايستگان چنانكه
در صفات آنها وارد شده است، داخل بهشت مى شوند و گفته حضرت كه «آنها بهترين پيروان
ما از بين شيعيان جهان هستند» دلالت به فضيلت و برترى اهل قم بر ساير شيعيان دارد.
قابل توجه است كه محبت اهل قم نسبت به
حضرت مهدى (ع) تا كنون همچنان پرشور و زنده باقى مانده ست بلكه با پيروزى انقلاب
اسلامى اين عشق به سر حد كمال رسيده و اين حقيقت را در ايمان و عملكرد و ظواهر
زندگى آنان حتى در نامگذارى فرزندان و مساجد و مؤسسات خود به نام آن حضرت، بگونه اى
كه هيچ خانه اى از اين نام خالى نيست، مى توان مشاهده نمود.
برخى روايات دلالت دارد كه، بلا و
گرفتارى از اهل قم دور است و خداوند سبحان كسانى را كه بدخواه اين شهر باشند، نابود
مى گرداند. از «ابان بن عثمان» و «حماد بن ناب »
روايت شده كه گفتند: خدمت امام صادق (ع) بودم كه عمران پسر عبدالله قمى وارد شد،
خدمت امام رسيد و از او سؤال كرد. حضرت با وى بسيار با ملاطفت برخورد كرد، پس از
رفتن آن مرد از امام (ع) سؤال كردم اين شخص كه با او اين همه خوشرفتارى فرمودى كه
بود؟ حضرت فرمود: او از خانواده بزرگان، يعنى اهل قم بود هيچ ستمگرى درباره آنان
نيت سوء نمى كند، مگر اينكه خداوند او را درهم مى شكند.
در روايت ديگرى آمده است كه: بلا از
قم دفع شده است. در جاى ديگر نقل شده است كه: اهل قم از ما و ما از آنان هستيم، هر
ستمگرى كه درباره آنان اراده سوء داشته باشد مرگ او فرا مى رسد، تا زمانيكه به
يكديگر خيانت نكنند (و در نسخه ديگر: تا زمانى كه تغيير روش ندهند) اما زمانى كه
آلوده به چنين اعمالى شدند، خداوند سبحان، ستمگران را بر آنان حاكم مى كند، ولى
آنان (اهل قم) ياران قائم و بازگوكنندگان مظلوميت ما و رعايت كنندگان حقوق ما
هستند، آنگاه رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا آنان را از شر هر فتنه اى نگهدار و از
هر گزندى نجات ببخش.
از امام صادق (ع) روايت شده است كه
فرمود: بلاها از قم و اهل آن دور شده است، بزودى زمانى خواهد رسيد كه قم و اهل آن
حجت بر مردم خواهند بود و اين زمان غيبت قائم ما و ظهور وى مى باشد، اگر چنين نباشد
زمين اهل خودش را فرو مى برد، فرشته هاى الهى بلاها را از اين شهر و اهل آن دفع
مى كنند. هر ستمگرى كه در حق آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم كوبنده ستم
پيشگان، او را درهم مى شكند و يا به گرفتارى و مصيبت و يا دشمنى، مبتلا مى گرداند،
خداوند سبحان، قم و اهلش را در زمان فرمانروايى ستمگران از ياد آنان مى برد آنگونه
كه ظالمان ياد خدا را فراموش كردند.
البته، اين بدين معنا نيست كه به اهل قم اصلا بدى نمى رسد،
بلكه ممكن است برخى مشكلات بر آنان وارد شود، ولى خداى بزرگ، آن دشوارى و بلا را از
آنان دور نگه داشته و با الطاف گوناگون خويش آنها را يارى مى فرمايد، كه از
بارزترين آنها، نابود كردن سركشان و متجاوزان و مشغول نمودن آنان به گرفتاريهايى
است كه، به اهل قم نپرداخته و به طور كلى از آنها ياد هم نمى كند.
صاحب «بحارالانوار» دو روايت را، از امام صادق (ع) كه بيان
كننده آينده شهر قم و نقش مكتبى آن پيش از ظهور حضرت مهدى (ع) مى باشد آورده است.
روايت اول بيان مى دارد:
خداوند به وسيله شهر كوفه بر ساير شهرها استدلال مى كند، همچنين به مؤمنان آن شهر
بر ساير مؤمنان و به شهر قم بر ساير شهرها و به واسطه اهل قم بر جهانيان اعم از جن
و انسان، خداوند متعال اهل قم را مستضعف فكرى قرار نداده بلكه همواره آنان را موفق
و تاييد كرده است. سپس فرمود: دينداران در اين شهر در مضيقه زندگى مى باشند اگر غير
اين باشد مردم بسرعت به آنجا روى مى آورند و آنجا خراب مى گردد و اهل آن تباه مى
شوند و آنگونه كه بايد نمى تواند بر ساير سرزمين ها حجت باشد، زمانى كه
موقعيت قم بدينجا برسد آسمان و زمين
آرامش ندارد و ساكنان آنها لحظه اى باقى نمى مانند و بلا و گرفتارى از قم و اهل آن
دفع گرديده است، بزودى زمانى خواهد رسيد كه قم و اهل آن حجت بر مردم خواهند بود و
اين در زمان غيبت قائم ما و ظهور وى مى باشد. اگر چنين نباشد زمين اهل خودش را فرو
مى برد، فرشته هاى الهى مامور دور نمودن بلاها از اين شهر و اهل آن مى باشند هر
ستمگرى كه درباره آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم كوبنده ستم پيشگان، او را
درهم مى شكند و يا به گرفتارى و مصيبت و يا دشمنى، مبتلا مى گرداند، خداوند متعال
نام قم و اهلش را در زمان فرمانروايى ستمگران از ياد آنان مى برد آنگونه كه آنها
ياد خدا را فراموش كردند.
و روايت دوم مى گويد:
بزودى شهر كوفه از مؤمنان خالى مى
گردد و بگونه اى كه مار در جايگاه خود فرو مى رود علم نيز اين چنين از كوفه رخت بر
مى بندد و از شهرى به نام قم آشكار مى شود و آن سامان معدن فضل و دانش مى گردد، به
نحوى كه در زمين كسى در استضعاف فكرى به سر نمى برد حتى نو عروسان در حجله گاه
خويش. و اين قضايا نزديك ظهور قائم ما بوقوع مى پيوندد، خداوند سبحان، قم و اهلش را
براى رساندن پيام اسلام، قائم مقام حضرت حجت مى گرداند.
اگر چنين نشود زمين اهل خودش را فرو
مى برد و در زمين حجتى باقى نمى ماند. دانش از اين شهر به شرق و غرب جهان منتشر مى
گردد. بدين سان بر مردم اتمام حجت مى شود و يكى باقى نمى ماند كه دين و دانش به وى
نرسيده باشد. آنگاه قائم (ع) ظهور مى كند ...
و ظهور وى باعث خشم و غضب خداوند بر
بندگان مى شود زيرا خداوند از بندگانش انتقام نمى گيرد مگر بعد از آنكه آنان وجود
مقدس حضرت حجت را انكار نمايند.
از اين دو روايت، چند امر روشن مى شود:
الف - اينكه اين دو روايت نقل به معنى شده اند، به علاوه در
آنها اندكى تقديم و تاخير است اما آنچه كه مهم است معنايى است كه اين دو روايت در
بر دارند.
ب - از اين روايتها استفاده مى شود، كه نقش مذهبى شهر كوفه در
دانش و پيروى از اهل بيت (ع) نقشى مهم و بزرگ بوده، اما در آستانه ظهور حضرت مهدى
(عج) مضمحل شده و از بين مى رود، البته كوفه شامل نجف نيز مى شود زيرا نام اصلى آن
نجف كوفه بوده است بلكه گاهى مراد از كوفه عراق عنوان شده است، چنانكه ما در جاى
خودش بيان كرديم، اما نقش مذهبى شهر قم همچنان ادامه دارد و نزديك ظهور حضرت از
عظمت بيشترى برخوردار مى گردد، چنانكه دو فقره از روايت به اين معنى اشاره دارد: «و
اين همه، در زمان غيبت قائم ما و ظهور وى مى باشد» و «و اين قضايا نزديك ظهور قائم
ما خواهد بود».
ج - نقش برجسته اعتقادى و ايدئولوژيكى
شهر مقدس قم، در آن زمان مخصوص ايران و يا شيعيان تنها نيست. بلكه نقشى است جهانى
كه حتى غيرمسلمانان را نيز در بر مى گيرد: «و بزودى
زمانى خواهد رسيد كه قم و اهلش حجت بر مردم خواهند بود»، «و يكى باقى نمى ماند كه
دين و دانش به وى نرسيده باشد» اين بدان معنا نيست كه دانش و مذهب از اين شهر به
فردفرد مردم جهان مى رسد، بلكه بدين معناست كه نداى اسلام و مطرح شدن آن، طورى به
جهانيان مى رسد كه اگر كسى سعى در دستيابى به مقررات و دستورات اسلام داشته باشد،
براى وى امكان پذير خواهد بود.
البته چنين نقش تبليغاتى مهمى براى
شهر قم، بستگى به برپايى حكومتى با دستگاههاى تبليغاتى دارد، بلكه متوقف بر مبارزات
با سركشان جهان استكبار است كه اين خود باعث رسيدن صداى اسلام از قم به جهانيان مى
شود.
د - اين نقش بزرگ فرهنگى براى شهر قم،
سبب كينه توزى و دشمنى استكبار جهانى نسبت به اين شهر مى گردد، يعنى نسبت به مطرح
شدن اسلام از اين شهر. اين دشمنى با اسلام علت انتقام گرفتن خداوند از مستكبران، به
دست تواناى حضرت مهدى، عليه السلام، مى شود چرا كه با اين دشمنى حجت بر مردم تمام
شده است و ايجاد گرفتارى توسط دشمنان، از جنبه جهل آنان نسبت به اسلام نيست، بلكه
دشمنى و خصومت آنان، صرفا كينه توزى و مخالفت با اسلام مى باشد.
قابل توجه است آنچه كه در اين دو
روايت گفته شده در كوفه و عراق محقق شده است و در قم و ايران، در آستانه تحقق است و
در حقيقت قم و ايران بر ملتهاى مسلمان و ساير ملل جهان حجت هستند. حتى اگر قائل
شويم كه ايجاد چنين آگاهى كه در اين دو روايت آمده است در بين ملتهاى جهان، ده ها
سال به طول انجامد، باز هم شكى نيست كه برخى از آن مقدمات آغاز شده است. اما عبارت
حديث كه «نزديك ظهور قائم ما» است، دليل بر اين است كه
بين تحقق چنين موقعيت جهانى براى شهر قم و بين ظهور حضرت مهدى (ع) فاصله چندانى
نيست.
برگرفته از ماهنامه موعود
|