سپاس به خاطر عاشورا، اشک و امام
امروز می خواهم خدا را شکر کنم به خاطر واقعۀ عظیم عاشورا؛شاید اگر عاشورا نبود من
و امثال من هیچگاه فرصتی برای یافتن گمشده های درونمان پیدا نمی کردیم. شاید اگر
عاشورا نبود، طریقی برای وصل با مولایمان امام زمان(عج) نمی یافتیم. شاید اگر
عاشورا نبود، راهی برای عقده گشایی دغدغه ها و غصه های یکسالۀ خود نمی یافتیم.
امروز می خواهم خدا را شکر کنم به خاطر اشک، به خاطر اشکی که بعد از یکسال مسیر
گمشده اش را باز می یابد، به خاطر اشکی که پاک می شود و مقدس، مرا نادیده می گیرد و
به جای اینکه ریشه ام را در زمین آبیاری کند بالی می شود برای پروازم. به خاطر قطره
های ناقابلی که مقدار پیدا می کنند، به خاطر ذراتی که گل خشکیده و ترک خوردۀ وجودم
را احیا می کنند، به خاطر اشکی که گناهانم را می ریزد. به خاطر اشکی که با گریه های
زمین و آسمان هم معنا می شود، به خاطر اشکهایی که شاید در جوی اشکهای مولایم می
ریزد.
امروز می خواهم خدا را شکر کنم به خاطر جوانه های امیدی که در پیکرۀ روحم سبز می
شود. چون محرم برای من حکم بهار را دارد. اشک می ریزم، غمگین می شوم، اما آزاد می
گردم، آرام می گیرم، انرژی از دست رفته ام را دوباره باز می یابد، انگار روح بیمار
و سرگردانم شفا می یابد، انگار دوباره احیا می شوم، انگار این ماه ماه شروع سلوک
است، انگار برای شروع باید در مهمانی خوبان شرکت کنی، انگار غذای این مهمانی معرفت
است.
می
خواهم خدا را شکر کنم به خاطر نعمت عظیم و بزرگ امام، امام حسینی که ابهت نامش
سرتاسر عالم را می لرزاند و به خاطر نعمت وجود امام زمانم، که زندگی زمین و اهلش به
خاطر وجود اوست، هرچند که از دیده ها پنهان باشد.
|