يا لثارات الحسين
مجتبي
الساده / مترجم: ابوذر ياسري / بخش دوم و پاياني
امام حسين(ع) نسبت به اين حقيقت آگاه بود و ميدانست كه تاريخ از ايشان انتظار باز
گرداندن امور به جايگاه اصلياش را دارد. و سيدالشهداء(ع) حركت خود را به سمت هدف
رفيع و مقصد بلند خويش آغاز نمود، در حالي كه مصداق اين گفتار بود كه:
إن كان دين محمّدٍ لم يستقم إلاّ بقتلي فيا سيوف
خذيني.
چنانچه دين محمد(ص) جز با قتل من پا برجا نميماند،
پس اي شمشيرها مرا دريابيد.
حسين(ع) پس از آن كه دانست دفع خطرهايي كه دين جد
بزرگوارش را نشانه رفته، جز با شهادت او ممكن نيست، ايستادگي جاودانة خويش را به
ظهور رساند. لذا حسين(ع) تجسم آن مسئوليت شرعي و تاريخي بود كه بر دوشش قرار داشت و
از همين رو بود كه خود فرمود:
إنّي لم أخرج أشراً و لا بطراً و إنّما خرجت لطلب
الإصلاح في أمّة جدي، [أريد أن] آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر.
همانا من، براي هواپرستي و از روي زيادهخواهي خارج
نميشوم (قيام نميكنم). [من] تنها براي اصلاح در امت جدّم قيام كردم. [ميخواهم]
تا امر به معروف و نهي از منكر نمايم.
پس شعار و هدفي كه انقلاب امام حسين(ع) از آن
سرچشمه گرفت، اصلاح در امت رسول خدا(ص) بود. چيزي كه بازگشت امت را به روش اسلامي
صحيح، تضمين مينمايد. از اين جا در مييابيم كه انقلاب امام حسين(ع) طوفاني در
برابر دشمن داخلي خطرناكي بود كه كيان امت را تهديد، قدرت آن را تضعيف و آن را از
درون سست ميساخت، زيرا نيرنگ داخلي از توطئه خارجي خطرسازتر است.
انقلاب سيدالشّهدا(ع) (فتح حسيني) انقلاب آزادسازي
امت بود، همچنان كه انقلاب در ارزشهاي دين بود و با خود تفكر، آگاهي، هوشياري و
مسئوليت تاريخي را به همراه داشت. از همين رو، نه تنها هيچ حاكمي پس از انقلاب امام
حسين(ع) نتوانست، فقه، فقاهت، فرهنگ، وحي و يا قرآن و تفسير آن را دست آويز خود
نمايد، بلكه ميان حكومت و سلطنت (اجرايي) و عناويني همچون: حاكم، ملك، خليفه،
اميرالمؤمنين، وليامر، يا هر عنوان ديگري كه بر خلفاي غير مشروع اطلاق ميشد، با
احكام شرع و تعاليم اسلامي فاصله ايجاد شد. از اين جاست كه عظمت نهضت و قيام امام
حسين(ع) تا اندازهاي روشن ميشود، كه عبارت بود از:
ابطال تلازم فكري و
ذهني ايجاد شده ميان قداست شريعت اسلامي و قداست كسي كه به عنوان خليفة
رسولالله(ص) بر كرسي حكومت تكيه ميزد. به دنبال اين امر حركتها و قيامهاي ديگري
پس از نهضت امام حسين(ع) شكل گرفت. قيامهايي همچون: توابين، مختار ثقفي و ... لذا
شايستهتر آن است كه نهضت و قيام امام حسين(ع) را فتح حسيني بنمايم.
3.
فتح مهدوي
شعار «يالثارات الحسين» كه در آغاز ظهور
امام مهدي(ع) مطرح خواهد شد، نقاط مشترك بين اهداف اين قيام را با قيام
سيدالشهداء(ع) آشكار ميسازد. بدين گونه كه قيام امام مهدي(ع) بازگرداندن اسلام
كاملاً خالص و پاك است همچنان كه رسول اكرم(ص) آن را آوردند. از اين هدف در بعضي از
روايات شريف با عنوان «رواج اسلام جديد به دست امام مهدي(ع)» ياد شده است، و اين
همان نقطه ارتباط ميان فتح مهدوي و فتح حسيني، و همچنين قبل از آن، فتح محمدي(ص)
است. بنابراين درست است كه بگوييم فتوحات حقيقي در تاريخ اسلامي سه مورد است:
محمدي، حسيني و مهدوي. اينها در اصل فتوحاتي فكري و عقلي هستند كه حقايقي را براي
ما تبيين ميكنند و اهداف شريعت اسلام را ـ هر چند با ظاهري نظامي يا سياسي ـ محقق
ميسازند.
نقطه مهم در روش امام مهدي(ع) اجراي كامل و اعمال دقيق دين است. آن حضرت(ع) وظيفه
دارد تا سعي و تلاش همة پيامبران، رسولان الهي و جانشينانشان را بنمايد، اهداف و
مقاصد ايشان را محقق فرمايد، تا همة ساكنان كرة زمين از اديان و مذاهب گوناگون به
دين حقيقي خداوند ـ آنچنان كه پيامبر اكرم، حضرت محمد(ص) آورده است ـ هدايت شوند.
همچنين آن حضرت(ع) وظيفه دارد تا حكومتي فراگير در سراسر جهان تشكيل دهد، كه جملة
سرزمينها و آباديهاي زمين را در بر گرفته و همة انسانهاي واجد شرايط را در خود
جاي دهد. همچنين موظف است تا منظومه الهي ـ احكام شريعت اسلامي ـ را به عنوان قانون
نافذ و لازم الاجرا در سراسر حكومت جهانياش قرار داده، عدل مطلق را حاكم سازد، و
توانگري و بينيازي جميع ساكنان اين حكومت را تأمين نمايد. اينها اهداف و وظايفي
است كه هيچ كس قبل از حضرت مهدي(ع) بدان مكلف نشده است.
امام منتظر(ع) در بدو ظهور خويش، با مشكلات و سختيهاي فراوان و متعددي از سوي جهان
اسلام مواجه خواهد شد؛ مشكلاتي كه برخاسته از تنوع مذاهب، اختلاف و تشتت آراء است.
در طول چهارده قرن انتقال سنت نبوي(ص)، از طريق احاديث و روايات، وجود موارد مجمل و
مبين، و عام و خاص، به علاوه تأثير عوامل بيروني مانند اهداف و منافع سياسي و بروز
هواها و اميال نفساني، موجب اختلاف آراي علما بوده است. گاه توصيه رهبران سياسي در
اجتهاد مجتهدان مؤثر افتاده و سبب ترجيح بعضي از روايات بر برخي ديگر، و يا اسقاط
(بي اعتبار شمردن) بعضي از احاديث شريف يا تجاهل نسبت به وجود آن، به ويژه در هنگام
تعارض با منافع و مصالح شخصي و يا سياسي شده است.
به
علاوه اجتهادات مخصوص و ويژه [مذهبي] در مذاهب مختلف اسلامي و احكام آن، كه هر
فرقهاي رويكرد خاصي به اسلام بنا نهاده، به موجب آن به تأويل آيات متشابه قرآن
كريم پرداخته و آن را مبناي آيات محكم قرار داده است. بدين ترتيب مسلمانان
به فرق و مذاهب گوناگوني تقسيم شده، و در خلال
سالهاي طولاني، برخي از ايشان به تكفير برخي ديگر پرداختند، خونهايشان بدين سبب
ريخته شد، هر كس مخالف رأي و نظري بود به قتل رسيد و سرزمينهايشان تخريب شد. اما
چگونه ممكن است امام مهدي(ع) مسلمين را بر توحيد كلمه گرد آورد و ايشان را به
پيروي از تعاليم اسلام، مطابق آنچه رسول خدا(ص) آورده است، وادار نمايد، در حالي كه
اين اختلافات وجود دارد؟
به
علاوه اين امرچگونه ممكن است با وجود اكثريت غير مسلمان... در برابر اقليت مسلمان؛
با وجود تنوع و تشتت اديان و مذاهب در سطح جهان؛ اعم از اديان آسماني با مذاهب
گوناگون، اديان غير آسماني، و بي دين (لاييك)ها، به علاوه وجود انحرافات اجتماعي،
اخلاقي ، اقتصادي، سياسي، استضعاف فكري و بيماريهاي رواني، همچنين سختيها و موانع
ـ نظامي و غير نظامي ـ كه امام(ع) در
عرصههاي گوناگون (همچون: فقر، بيماري، قتل، كشتار، فساد، جهل، ظلم، آزار و شكنجه،
كفر، بحرانهاي طبيعي، فزوني فتنهها، گرسنگي، كمبود امنيت، ستم و ...) با آن مواجه
خواهند شد، به علاوه مواجه شدن با منافع مردم و حكومتها در سطح جهان...
هنگامي كه امام مهدي(ع) قيام نمايد، انقلاب بزرگي را بر ضد باطل ـ با تمام نشانهها
و معاني آن ـ ، و بر ضد ظلم ـ با همة جبهههاي گمراهكنندهاش ـ اعلام ميدارد.
آنگاه اقدامات مبنايي و قدرتمند خود را به همراه نشانههاي بزرگ آغاز مينمايد، تا
بدان وسيله، واقعيات گوناگوني كه مسلمين و ديگر ساكنان زمين درون آن زندگي ميكنند
و در طول زمان در عقلها و اذهانشان رسوخ يافته، زايل شود. آن حضرت(ع) به اقداماتي
دست خواهند زد كه علايم و نشانههاي فكري و عقلي آن، اگرچه با ظاهري سياسي و
نظامي حقايق اصيل را روشن گرداند تا بدان وسيله تصورات و اوهام غير حقيقي، و
تلازمات باطل موجود در اذهان مردم ـ مسلمان يا غير مسلمان ـ زدوده شود. پس،
طوفانهاي بزرگي در عقل و جان انسانها ايجاد ميشود كه حقيقت را براي ايشان پس از
آن كه در تاريكي غفلت بودهاند، آشكار نمايد.
در
آن هنگام فتح آن حضرت(ع) به آساني صورت گرفته، و فرمانشان در عالم اسلام گردن نهاده
خواهد شد (در مدت زمان 8 ماه، آن طور كه روايات توضيح دادهاند) و حاكميت امام
مهدي(ع) در مدت كوتاهي با همكاري مسيح(ع) در سراسر جهان استقرار خواهد يافت؛ امر
مهم و بزرگي كه ايجاد قسط و عدل در سراسر زمين، منوط به آن است.
پينوشتها:
1. سورة نصر (110)، آية 2 - 1. ** 2. سورة فتح (48)، آية 1. ** 3. سورة احزاب
(33)، آية 6. ** 4. سورة مائده (5)، آية 48. ** 5. سورة نساء (4)، آية 105. ** 6.
سورة نساء (4)، آية 59.
|