به سامان شدن
رسول خدا(ص) فرمود: « مهدی(ع) از ما اهل بیت است. خداوند امر
ظهور او را در یک شب سامان می بخشد.»(1) شب یلدای غیبت امام عصر(ع) به درازا کشیده
است. غفلت انسان ها از امام غایب در دورۀ غیبت، غربتی سخت برجان حضرتش نشانده است.
شیطان، هر لحظه در کار است تا رشتۀ پیوند مردم با امام زمانشان را سست کند؛ زیرا می
داند هر چه این پیوند محکم تر باشد، امید او به حیات کمتر است.
یکی از مهمترین دام های این دشمن
پنهان، آن است که مردم را از ظهور حضرتش نا امید کند. نیرنگهای فراوان با رنگهای
گوناگون به کار می برد تا«غیبت» را- که امری عارضی و
نتیجۀ گناهان مردم، به ویژه غفلت امت از امام زمان خود و عدم مراجعه به اوست- امری
عادی وانمود کند؛ به گونه ای که اساسا ظهور را از صفحۀ ذهن و اندیشۀ آدمیان محو
سازد.
گاهی آیندۀ درخشندۀ ظهور را چنان تیره
و تار نشان می دهد که انسان، غیبت را بیش از ظهور دوست بدارد.
گاه فواید و منافع مادی و معنوی دورۀ
ظهور را از یادها می برد، تا آنجا که دیدگان را همواره به ظلمت عادت دهد و در این
حال، معنای ظلمت و نور را در ذهن مردم، واژگون نشان می دهد. باری، در میانۀ این همه
نیرنگهای تو در تو، کلام مبین رسول امین(ص) همچون شهابی شب شکاف، پردۀ تیرۀ آسمان
را می درد و درس انتظار لحظه به لحظه و دم به دم را به ما می آموزد. جای دارد تا از
خود بپرسیم: آیا از عمق جان، این حقیقت را باور داریم که هرشب، ممکن است امر ظهور
مقدر شده باشد و هر بامداد ممکن است- به اذن و تقدیر الهی- بامداد ظهور باشد؟ اگر
پاسخ مثبت است، آیا انتظاری در خور این« رستاخیز
ناگهانی» در جان خود سراغ داریم؟ آیا جان های خود را در این زمستان دیرپای غیبت
حضرتش، با کیمیای انتظار، به رنگ بهار دوران ظهور درآورده ایم؟ سخن کوتاه، از خود
بپرسیم: آیا به راستی ما منتظر ظهور هستیم؟
پی نوشت:
1- کمال الدین و تمام النعمة، ص152
|