2- عدالت گستری و کرامت انسانی
امام حسین(ع):
اگر از دنیا جز یک
روز باقی نمانده باشد، خدای بزرگ آن روز را دراز گرداند، تا مردی از فرزندان من
قیام کند و زمین را از عدل و داد بیآکند، پس از آنکه از ستم و بیداد آکنده باشد.
این چنین از پیامبر(ص) شنیدم.»(1)
در احادیثی که
دربارۀ قیام مهدی(ع) آمده است، دعوت به توحید و مبارزه با شرک و کفر اعتقادی به
اندازۀ ایجاد عدالت و اجرای آن مورد تأکید قرار نگرفته است. علت آن شاید این است که
با تعالیم گذشتۀ انبیاء و تعالیم اسلام و تکامل علم، انسانها به ماورای طبیعت و
خدای یکتا ایمان می آورند و مبانی ماده گرایی و مکاتب غیر الهی شکست می خورد، و نوع
جامعه های اسلامی دارای عقیدۀ مذهبی و الهی می گردند، لیکن با این وصف، در آتش ظلم،
تبعیض، حقکشی، استثمار و روابط نا انسانی می سوزند وبا زندگیی فاقد عدالت که در
حقیقت شکنجه و مرگ تدریجی است دست به گریبانند...»(2)
امام مهدی(ع) و احیای کرامت انسانی(2)
محمد حکیمی
2- عدالت گستری و کرامت انسانی
امام حسین(ع):
اگر از دنیا جز یک
روز باقی نمانده باشد، خدای بزرگ آن روز را دراز گرداند، تا مردی از فرزندان من
قیام کند و زمین را از عدل و داد بیآکند، پس از آنکه از ستم و بیداد آکنده باشد.
این چنین از پیامبر(ص) شنیدم.»(1)
در احادیثی که
دربارۀ قیام مهدی(ع) آمده است، دعوت به توحید و مبارزه با شرک و کفر اعتقادی به
اندازۀ ایجاد عدالت و اجرای آن مورد تأکید قرار نگرفته است. علت آن شاید این است که
با تعالیم گذشتۀ انبیاء و تعالیم اسلام و تکامل علم، انسانها به ماورای طبیعت و
خدای یکتا ایمان می آورند و مبانی ماده گرایی و مکاتب غیر الهی شکست می خورد، و نوع
جامعه های اسلامی دارای عقیدۀ مذهبی و الهی می گردند، لیکن با این وصف، در آتش ظلم،
تبعیض، حقکشی، استثمار و روابط نا انسانی می سوزند وبا زندگیی فاقد عدالت که در
حقیقت شکنجه و مرگ تدریجی است دست به گریبانند...»(2)
امام منجی(ع) مجری
بی چون و چرای اصل عدالت در سراسر گیتی و همۀ اجتماعات بشری است، که اندکی در اجرای
آن فروگذار نمی کند و عدالت محوری را بر سراسر زندگی انسان حکم فرما می سازد و آن
را حتی به درون خانه ها، چون نسیم وارد می کند و انسان رنج کشیدۀ دوران، و له شدل
زیر بار سنگین بیدادگریهای گسترده را آزاد می سازد، و کرامت از دست رفته اش را دیگر
بار بدو باز می گرداند. امام صادق(ع) می فرماید:
«مهدی(ع)
عدالت را همچنانکه سرما وارد خانه ها می شود، وارد خانه های مردمان کند، و دادگری
او همه جا را بگیرد.»(3)
جامعۀ بزرگ انسانی،
از جامعه های کوچک خانواده ها تشکیل می شود، و اگر انسان چه زن و چه مرد و چه دیگر
اعضای خانواده، در خانه و کاشانۀ خویش ارزشی نداشتند و همواره مورد بی حرمتی و بی
کرامتی قرار گرفتند و محیط آرامش و آسایش آنان کانون دلهره، بیم و نا آرامی و
ناسازگاری گشتف چگونه می توان بها و کرامتی برای انسانها تصور کرد؟
در جامعه هایی که
بزرگترها حرمت چندانی ندارند، و دردناکتر اینکه با نگرش سودجویانۀ سرمایه داری
بدانان نگریسته می شود، و آنها را طبقۀ مصرف کننده و نه تولیدکننده می انگارند، و
در سبد زندگی آنان را انگل و سربار می شمارند، چنانکه در اجتماعات سرمایه داری غرب
می بینیم؛ از کرامت انسانی و حقوق بشر دم زدن دروغ و نیرنگی بزرگ است.
«...گذشته
از جنایات معاصر عربی، لکه های ننگ دیگری بر دامن مغرب زمین هست که من آنها را نفرت
انگیز و ...می دانم... جامعۀ امروز نسبت به مردم سالخورده سخت بی تفاوت و بی
اعتناست... اگر با دیده ای غیر غربی به این بی احترامی و بی ادبی غربی نگاه کنیم آن
را بی اندازه مشمئز کننده می بینیم».(4)
از این فاجعه بار تر
اینکه بسیاری در جامعه های صنعتی و سرمایه داری غرب، چندان رغبتی به تشکیل خانواده
و داشتن فرزند ندارند و در برخی از این کشورها، تفکر سودجویانۀ اقتصاد سرمایه داری،
چنان انسانها را از درون تهی ساخته و نظام ارزشها را متزلزل کرده و هر منزلت و
کرامت انسانی را از درون اندیشۀ آنان زدوده است که حیواناتی چون سگ و گربه و... در
نظر آنان از فرزندان انسانی با ارزش تر است، و گرایش ها به نگهداری حیوانات رو به
افزایش دارد تا فرزندآوری و تربیت نسل انسانی؟!آیا لگدمال کردن کرامت انسانی و ریشه
سوزی همۀ ارزشهای نوع بشری، از این بیشتر و بالاتر ممکن است؟!
براستی از مهمترین
برنامه ها برای زمینه سازی پاسداری از کرامت انسانی، حل مسائل اقتصادی و اجرای
عدالت دقیق در آن است؛ لیکن غمنامۀ زندگی انسان در مسائل اقتصادی بسیار دردناک است،
و از عدل گرایی در آن خبری نیست، بویژه در نگرش اکثری به اقتصاد، که تنها به رشد
تولید و افزایش سود می اندیشد، و از ارزشهای انسانی و باید و نبایدها در نظام
اقتصاد کاملا تهی است، و کرامت انسانی را در گردونۀ ویرانگر شعار:«
رشد تولید برای رشد مصرف و رشد مصرف برای رشد تولید»، که شعار اقتصاد سرمایه داری و
«اقتصاد اثباتی» است نابود ساخته است.
از این رو برخی از
اندیشمندان بشری که به عمق فاجعۀ چنین تفکری آگاه گشتند، حصار زندان«اقتصاد
اثباتی» را شکستند ونظام ارزشها و اصل عدالت را در اقتصاد گنجاندند، و اقتصاد
هنجاری را مطرح کردند.
اینها همه، احساس
خطرهایی است که انسان قرن حاضر را تهدید می کند، و نه تنها ارزش و جایگاه و کرامت
انسانی را به کلی نادیده گرفته؛ بلکه اکثریت توده های انسانی را از دستیابی به
کالاها و مواد لازم برای زیستن محروم ساخته است.
اکنون با توجه به
این سیل بنیان کن هستی انسان، روشن می گردد که چرا در انقلاب امام موعود(ع) بر محور«عدالت»
تکیه گردیده است. و امام بزرگ انسان در نخستین برنامه های خویش به عدالت فرامی
خواند، و به اجرای گستردۀ آن دست می یازد و عطش انسانها به عدالت را سیراب می کند.
امام صادق(ع):
«اجرای عدالت، از آبی که شخص تشنه لب به آن
دسترسی پیدا کند نوشین تر است.»(5) در آن دوران بشریت از این دست اندیشه های
اهریمنی و انواع نگرانیها و دلهره های معیشتی آزاد می شود و همۀ از خود بیگانگی و
خود فراموشیها و تحقیر و توهینهای ادوار تاریخ را فراموش می کند
امام علی(ع):
« برده ای نمی ماند مگر اینکه (امام مهدی(ع)) او را
می خرد و آزاد می کند و بدهکاری نمی ماند مگر اینکه بدهی او پرداخت می شود، مظلمه و
حقی بر گردن کسی نمی ماند، جز این که به صاحب حق بازگردانده می شود، ...تنی به قتل
نمی رسد مگر اینکه بدهیهای او را می پردازد و خانواده اش را چون دیگر افراد جامعه
اداره می کند، تا(با این روشها) زمین را از داد آکنده گرداند، پس از آنکه از بیداد
و ستم آکنده شده باشد...»(6)
بررسی فرازهای این
تعلیم علوی(ع) دربارۀ ویژگی های عدالت مهدوی(ع) روشنگر احیای ابعاد کرامت انسانی
است.
در برنامه های آن
دوران چنین گزارش شده است:
«او
دربارۀ کارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سختگیر است»(7)
او دولتی جهانی
تشکیل نمی دهد و اداراتی تشریفاتی و اشرافی راه نمی اندازد که دیگر باره چون گذشته
های تاریک تاریخ به آزار مردمان و رشوه خواری و تفسیر ضوابط و قوانین به سود سرمایه
داران و انواع بی عدالتی های دیگر دست یازند و بی بیم از مرفهان طرفداری کنند و
محرومان و تهیدستان انسانی را کنار زنند.
ادامه دارد ...
پی نوشت:
1- کمال الدین، ج1،
ص318 /// 2- عصر زندگی، ص23 /// 3- بحارالانوار، ج52، ص362 /// 4- آرنولد، توین بی،
مورخ انگلیسی،«آینده سرمایه داری»، ص108،
مقالۀ : چرا تمدن غرب را نمی پسندم /// 5- اصول کافی، ج2، ص146 /// 6- تفسیر عیاشی،
ج1، ص 66 /// 7- خورشید مغرب، ص30
|