اندیشه پیروزی نهایی نیروی
حق و عدالت بر نیروی باطل و ظلم و گسترش جهانی ایمان اسلامی و استقرار کامل و همه
جانبۀ ارزشهای انسانی و تشکیل مدینۀ فاضله و جامعۀ ایده آل و بالاخره اجرای این
ایده به وسیلل شخصی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی از او به مهدی تعبیر
شده است، اندیشه هایی است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی- با تفاوت ها و
اختلافات- بدان مؤمن و معتقدند. زیرا این اندیشه به حسب اصل و ریشه، قرآنی است. این
قرآن مجید است که با قاطعیت تمام پیروزی نهایی اسلامی و غلبۀ قطعی صالحان و متقیان
و کوتاه شدن دست ستمگران و جباران برای همیشه مسلم و آیندۀ درخشان و سعادتمندانۀ
بشریت را نوید داده است. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل است بر عنصر خوشبینی نسبت
به جریان کلی نظام طبیعت و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار
بشر طبق بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها فوق العاده تاریک و ابتر است.
قیام و انقلاب مهدی(عج)
از
دیدگاه فلسفه تاریخ(1)
استاد شهید
مرتضی مطهری
اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق و
عدالت بر نیروی باطل و ظلم و گسترش جهانی ایمان اسلامی و استقرار کامل و همه جانبۀ
ارزشهای انسانی و تشکیل مدینۀ فاضله و جامعۀ ایده آل و بالاخره اجرای این ایده به
وسیلل شخصی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی از او به مهدی تعبیر شده
است، اندیشه هایی است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی- با تفاوت ها و اختلافات-
بدان مؤمن و معتقدند. زیرا این اندیشه به حسب اصل و ریشه، قرآنی است. این قرآن مجید
است که با قاطعیت تمام پیروزی نهایی اسلامی و غلبۀ قطعی صالحان و متقیان و کوتاه
شدن دست ستمگران و جباران برای همیشه مسلم و آیندۀ درخشان و سعادتمندانۀ بشریت را
نوید داده است. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل است بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان
کلی نظام طبیعت و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر طبق
بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها فوق العاده تاریک و ابتر است.
انتظار فرج
امید و آرزوی تحقق این نوید
کلی، در لسان روایات اسلامی انتظار فرج خوانده می شود و عبادت، بلکه افضل عبادات
شمرده شده است. انتظار فرج از یک اصل کلی اسلامی و قرآنی استنتاج می شود و آن اصل
حرمت یأس از روح ا... است. افراد مؤمن به عنایات الهی هرگز و در هیچ شرایطی یأس و
نا امیدی به خود راه نمی دهند. چیزی که هست این انتظار فرج و این عدم یأس از روح
ا... در مورد یک عنایت کلی و عمومی و بشری است و به علاوه توأم است با وعده های خاص
که بدان قاطعیت داده است.
دو گونه
انتظار
انتظار فرج دو گونه است:
انتظاری که عبادت است، سازنده است، نجات بخش است، تعهد آور است، نیرو و حرکت می
بخشد و انتظاری که گناه است، ویرانگر است، اسارت بخش است، فلج کننده است و نوعی
اباحیگری محسوب می شود.
این دو نوع انتظار، معلول دو
نوع برداشت از ظهور عظیم تکامل مهدی موعود عجل ا... تعالی فرجه الشریف است و این دو
نوع برداشت به نوبۀ خود از دو نوع بینش دربارۀ تحولات و انقلابات تکاملی تاریخی
ناشی می شود.
هر چند مطلب رنگ فلسفی به خود
می گیرد، ولی نظر به این که مسئلۀ حساسی است، امر دائر است میان موت و حیات، میان
دو تلقی از انتظار ظهور و دو اندیشه در این زمینه که یکی میراننده است و دیگری زنده
کننده، یکی تخدیر است و یکی بیداری و آگاهی، یکی ویران کننده است و دیگری سازنده.
لازم است مطلب را بشکافیم و اندکی دربارۀ بینش های مختلفی که دربارۀ تحولات تاریخی
و اجتماعی هست که مبنا و پایۀ این دو گونه انتظار است بحث کنیم.
در باب تاریخ و حرکت آن و
چگونگی حرکات و تکامل تاریخ و قوه محرکۀ تاریخ سخن بسیار است. یکی از آن سخنان این
است که تکامل تاریخی چگونه و به چه شکلی رخ می دهد.
دو نوع بینش
دربارۀ تحولات تکاملی تاریخ
برخی تحولات تکاملی تاریخ را از
زاویۀ انقلاب اضداد به یکدیگر توجه می کنند و به اصطلاح، حرکت تاریخ را حرکت
دیالکتیکی می دانند.
در بینش دیالکتیکی تاریخ، اولا
تاریخ یک جریان است، ثبات و توقف ندارد. ثانیا حرکت و جریان تاریخ معلول یک سلسله
کشمکش ها و تضادهایی است که خواه ناخواه همین تضادها و کشمکش ها همواره به صورت
مبارزه میان نو و کهنه است. یعنی میان نیروهای اجتماعی در حال رشد که منبعث از
مقتضیات تولیدی و اقتصادی جدید است و فضای تنفس اجتماعی جدیدی ایجاد می کند و میان
نیروهای در حال زوال که زائیدۀ مقتضیات تولیدی و اقتصادی کهن است و فضای اجتماعی
موجود را برای تنفس خود لازم می شمارد و می خواهد حفظ کند و جبرا به حکم قضای
تاریخی منتهی به شکست نیروهای کهن و جانشینی نیروهای جدید می شود و مرحلۀ دیگری از
تاریخ آغاز می گردد.
این مرحله نیز به نوبۀ خود
سرنوشتی مشابه با مرحلۀ قبلی دارد یعنی او نیز به دنبال رشد تولید و ضرورت تحقق
روابط تولیدی با نیروهای جدیدتری که ضد او است و نفی او را ایجاب می کند روبه رو می
شود
و بار دیگر کشمکش میان نو و کهنه( همان نوع پیشین)
صورت می گیرد و در نهایت با پیروزی نیروی جدید مبارزه پایان می یابد. و حالت موجود
جای خود را به ضد خود می دهد ولی البته نه به صورت رجعت به حالت قبلی بلکه در سطحی
بالاتر که به نحوی ترکیب دو حالت پیشین در این مرحله محسوب می شود.طبیعت تکامل خود
را همواره به این صورت طی می کند که در هر حالتی که هست ضد خود را در درون خود می
پرورد و جنگ اضداد در می گیرد و این جنگ با پیروزی نیروهای جدید که وارث این مرحله
و مرحلۀ قبل از این مرحله است پایان می پذیرد و به این ترتیب طبیعت حرکت می کند و
از مرحله ای به مرحلۀ دیگر منتقل می شود و راه تکامل خود را می پیماید.
طبیعت در تکامل خود هدفدار نیست
یعنی کمال خود را جست و جو نمی کند، بلکه جنگ اضداد در طبیعت قهرا و جبرا و خواه نا
خواه به تکامل منتهی می شود.
تاریخ که جزئی از طبیعت است
همواره از میان اضداد عبور می کند، حلقات تاریخ عبارت است از سلسله ای که هر مرحله
مرحلۀ پیش از خود را نفی می کند. این حلقات به یکدیگر پیوسته است بدون عبور از
حلقات وسط به حلقۀ نهایی نتوان رسید. از اینرو تا یک مرحله به کمال و نهایت خود
نرسد، نوبت به مرحلۀ بعدی نمی رسد.تا کهنه مرحلۀ خود را طی نکند منهدم نمی شود و
زمام را به نو نمی سپارد، هر چه مرحلۀ کهن به نهایت و کمال خود نزدیکتر شود، شکاف
وسیعتر می شود و جنگ میان نو و کهنه شدیدتر و داغ تر می گردد. هر گونه کمک و تشدید
در مرحلۀ قبلی کمک به انقلاب نهایی است زیرا شکاف را بیشتر و مبارزه را داغ تر و
پیگیر تر می کند و موجب تسریع در وصول به مرحلۀ بعدی می گردد.
اصلاحات
بنابراین نوع بینش و این طرز
تفکر دربارۀ تحولات تکاملی تاریخ، هر گونه اصلاح جزئی و تدریجی در وضع موجود جامعه،
خیانت و نارواست زیرا اصلاحات تدریجی نقش دریچۀ اطمینان را بازی می کنند و شکاف را
کمتر و مبارزه را کندتر می نمایند، مانع انفجار و انهدام وضع موجود، ولو به طور
موقت، می گردد و پیروزی نیروهای جوان را که جبرا به صورت انقلاب و انفجار وضع موجود
باید رخ دهد به تأخیر می اندازد و در نتیجه مانع تکامل اجتماع می گردد.
برای دیگی که محکوم به انفجار
است هر چه منافذ بسته تر و حرارت بیشتر باشد انفجار قریب الوقوع تر است. کوچکترین
منفذی که باز شود مانع انفجار است. پس اصلاحات جزئی و تدریجی، از آن جهت که از
انهدا و زوال نیروهای کهنه و نو موقتا جلوگیری می کند و پیروزی نیروهای تازه نفس و
تکامل اجتماع را به تأخیر می اندازد محکوم است.
عکس هر حالتی که وضع موجود را
تشدید کند شکاف را وسیعتر نماید، به تضاد و کشمکش دامن بزند و بر نابسامانی های وضع
موجود بیافزاید، روا است، زیرا مبارزه را شدیدتر و انقلاب را سریعتر و تکامل را
قریب الوقوع تر می سازد. این یک نوع بینش است در تحولات تکاملی تاریخ و چنانکه می
دانیم طرفداران زیادی دارد.
|