جان علی
امشب محشر کبری به پا شده، امشب
حضور ملائکه را بر زمین احساس می کنم.
امشب هر خانه ای که در آن یادی
از فاطمه شود تجلیگاه ملائک است. امشب دانه های اشک را به غنیمت می برند و در کوله
بار اعمال ذخیره می کنند.
امشب حسنات را مضاعف می نویسند،
امشب با هر «یا زهرا» گفتن اشک های دانه دانۀ مهدی جاری می شود، امشب که تو« اللهم
عجل لولیک الفرج» می خوانی، پسر فاطمه به یاد«اللهم عجل وفاتی» مادرش ناله می کند،
امشب ابرها در چشمان علی خانه کرده اند، امشب علی به دنبال آشنایی است در بین خیل
نا آشنایان تا سر بر شانه هایش بگذارد و بگرید، امشب که خدا محبوبه اش را به مهمانی
اش خوانده دل کوچک زینب به دنبال همدردی است تا از درد بی مادری برایش بگوید، امشب
فاطمه ای می رود که جان علی و فدایی علی بود.
امشب چشمان
مهدی(عج) از غم فاطمه گریان است.

امشب او همراه علی
و همدرد زینب است و من با خواندن دعای فرج می خواهم همدرد او باشم.
|